
مهدی جلالی سروستانی متولد بهمن ماه 1359 فارغ التحصیل رشته کارگردانی – بازیگری از موسسه سینمایی اندیشه و هنر تهران می باشد که فعالیت نمایشی خود را از دوران دانش آموزی آغاز نمود . از مهمترین فعالیت های هنری وی می توان به تاسیس کارگاه نمایشی « بی تا » از سال 1375 و تشکیل « گروه فرهنگی هنری بی تا » با مجوز رسمی از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر اشاره نمود.
وی تا کنون با کسب مقام های برتر کارگردانی – بازیگری ، طراحی صحنه ، گریم ، نور و ... در جشنواره های مختلف استانی و کشوری توانسته است نمایش های ذیل را به صحنه آورد:
نمایش « کاخ سفید ، کاخ سبز » ( بوشهر 77-78 )
نمایش « مرغهایی که از تخم مرغ های پخته بدست می آیند»
( بوشهر 79 )
نمایش « قایقران» ( بوشهر 80 )
نمایش«شما میگید چی کار کنم » ( تهران 81 )
نمایش« افسانه پری و چوپان» (بوشهر 81 )
نمایش« سم های لعنتی » (بوشهر 82 )
نمایش« و اینک منم شهرزاد در دومین شب پس از هزار» (بوشهر 83 )
نمایش« طلای سبز» (بوشهر 84 )
نمایش« دریای پاک » (بوشهر 86 )
و ....
از دیگر فعالیت های هنری او می توان به ساخت فیلمهای کوتاه و مستند اشاره نمود .
نمایشنامه ها :
کاخ سفید ، کاخ سبز
شما میگید چیکار کنم
و اینک منم شهرزاد در دومین شب پس از هزار
سه نسخه برای پیشگیری از سوء هاضمه عشقی
ترانه غریب جنگ
سلام
امیدوارم حال همتون خوب باشه .هفتهء جهانی تئاتر رو به
همتون تبریک میگم .
بذارید یه خاطره براتون بگم . اکثر شما زنده یاد مهدی فتحی
رو میشناسید .
سال ۸۰ من توی موسسهء سینمائی اندیشه و هنر
مشغول گذروندن دورهء کارگردانی و بازیگری بودم .
که طبقهء سوم یه ساختمان ۴ طبقه توی خیابون ولیعصر
نبش زرتشت بود .
در ضمن همونجا هم کار میکردم و بعضی وقتها
که استاد فتحی کلاس داشت
( به خاطر کهولت سن و چند سکتهء آخری )
من میرفتم پائین و می آوردمش .
ایشون فن بیان تدریس می کردن .
یکی از روزها که حالش خیلی بهتر از قبل بود
بهش گفتم الحمدلله حالتون بهتر شده .
گفت : من وقتی سر کار نیستم حالم بد میشه
ماها دیگه عادت کردیم . کار نباشه مریض میشیم ............
آخرش هم روز آخر سال ۸۲ از این دنیا رفت
و
به سوی حضرت دوست شتافت .
****************
کاشکی صاحب هنر را زندگان مرده دوست
در زمان زنده بودن مرده می پنداشتند
*************************
اینو گفتم که بدونید اگه توی این مدت آپ نکردم
واسه این هست که از کار دورم
حالا میفهمم حرف اون روز مهدی فتحی یعنی چی ؟
در هر صورت از این به بعد سعی می کنم هفته ای ۱ بار
آپ کنم .فعلا تبریکم رو پذیرا باشید .
واسهء شادی روح زنده یاد استاد مهدی فتحی ۱ فاتحه بخونید .

مهدی فتحی
استاد مهدي فتحي در سال 1318 در شهر
پر هيا هوي تهران پا به عرصه وجود نهاد.
او دانش آموخته دانشگاه هنرهاي دراماتيك و
فارغ التحصيل هنركده آزاد هنرپيشگي آناهيتا مي باشد.
وي خلاف تمايل پدرش دبيرستان نظام را ترك
و باتشكيل گروه آماتوري اسكار به جواناني
چون منصور جوهري ولي شيراندامي و
سيروس ابراهيم زاده پيوست كار تشكيل گروه
هنوز سامان نيافته بود كه فتحي نيز در
پي دوستان نامبرده به سال 1338 در
هنركده آناهيتا ثبت نام و پس از گذراندن دوره اي
از اين كلاسها كار خود را آغاز كرد و از آن سال
تاكنون بازيگر نقش هاي بسياري در راديو ،تلويزيون ،سينما
و تئاتر بوده و نقشهايي بيادماندني از نمايشنامه هايي اصيل
را با نقش آفريني هاي در خور ستايشش
به يادگار گذاشته است .
نقش «فيگارو» در نمايشنامه «ريش تراش سويل»
اجراي نقش « ساتين» در نمايشنامه «در اعماق»
گوركي «اتللو »شكسپير و بالاخره مجموعه
كارهاي چخوف
(سه خواهر،خواستگاري،خرس و كالسكه زرين ).
او بعد از انقلاب دو نمايش را ،كارگرداني و
در آنها بازي كرد.
اولي نمايش «هائيتي»و ديگري«سوسنگرد»سپس
تجربيات گرانبهايش را در قالب تدريس
به هنر جويان بازيگري ،(در دانشكده هنر هاي دراماتيك)،
در اختيار علاقه مندان قرار داد .او به تمام و كمال
بر روي سيستم بازيگري استانيسلاوسكي اشراف داشته
و از شيفتگان اين مكتب به شمار مي رود و همواره
نيز از آن سود جسته و خود را همه جانبه وقف نقش هايش كرده
كه گوياي اين مطلب ،نوع نقش آفريني هايش است.
مصطفي اسكويي پايه گذار هنر كده ي بازيگري آناهيتا
در ستايش او مي گويد
:«او آفرينشگري ساده،ژرف و روان است كه گاه
چنان در عالم هنر غوطه ور مي شود كه مرز
زندگي و هنر را فراموش مي كند.به طوري كه
رؤيا ها را نيز زندگي تصور مي نمايد»
او بازيگر مقتدر و مجربي است كه سينما
را خيلي دير آغاز كرد ،اما در همين كارهاي به
نسبت اندك ،حضوري مؤثر و پر رنگ از خود را
بر روي پرده نقره اي و صفحه تلويزيون بر جاي گذاشت .
استاد مهدي فتحي فعاليت در سينما را از
سال 66 با فيلم «تحفه ها»آغاز كرد .
او در اين ارتباط مي گويد:بازي من در تحفه ها بيشتر
براي خلاصي از توصيه هاي مكرر اطرافيان براي بازي
در فيلم بود.ضمن اينكه مي خواستم شمايلي را
كه از من ساخته شده بود بشكنم و خودم و ديگران را
از يك سري ترديد ها راحت كنم. البته علت كم كاري
من در بعد از انقلاب ،بيشتر اين بود كه
مرا كنار مي گذاشتند و فقط به من تعارف كردند كه
بفرماييد ولي وقتي مي خواستم بفرمايم ،
ميديدم جايي براي فرمودنم نيست!
«كشتي آنجليا »دومين فيلم او به شمار مي رود
.در نقش نا خدا علو كه بسار عالي از پس اين نقش بر آمده.
او مي گويد :همسرم پيش از مرگ و از دست رفتنش
جمله اي را پس از ديدن كشتي آنجليا در جشنواره
روي كاغذ نوشته بود:چهره پنهان تو زيباتر است.
چهره پنهان تو تعادل آينه را بر هم مي زند.
اين خود نشان از ،روح متعالي و هنرمندانه او دارد.
فيلم هاي «اوينار »،«روز واقعه»،آدم برفي»،
«اعتراض»و از همه مهم تر نقش عمرو عاص در
مجموعه امام علي (ع)بسيار متنوع و نشانگر توانمندي
او در پذيرش شخصيت هاي مختلف ،درك محتواي اثر
و نزديك شدن علمي و عملي به انواع نقش هاي كمدي
،درام ،تاريخي ،و ... است.
او همچنين به دليل شيفتگي و علاقه وافرش به تئاتر
همچنان به صحنه وفادار ماند و نمايش هايي را بازي كرد.
نقش ژان وال ژان در نمايش «بينوايان»نقش سياه در
«دندون طلا »و نقش كشيش در «رومئو و ژوليت »
از اين دسته به شمار مي رود.
جنس بازی ظریف و زیر پوستی که او در
نقش آفرینی های که خود بروز داده ،در قلب و ذهن
هر بیننده ای حک شده و عطر و خاطره آن همواره در
مشام و جان ما به یادگار باقی مانده است. ویژگی هایی
که او در بروز نقش های ضد قهرمان و شریر ارائه می دهد
این است که او آنه را دوست داشتنی می نمایاند که این
صرفا از توانمندی و درایتش نسبت به تحلیل نقش
خبر می دهد.او آنچنان لایه های درونی نقش را در
می یابد و با ظرافت تمام بازی می کند که هر بیننده ای
را غرق تماشای خود می کند،بی تردید بازی در
نقش «عمر و عاص » در سریال «امام علی»
که از این دسته به شمار می رود را هیچ گاه از
خاطر نخواهیم برد. او ابعاد تازه ای به نقش می بخشد .
زیرکی و رندی شخصیت ری که حتی سکوت و
سکونش گویای ابعادی از نقش آفرینی اش به شمار
میرود.
استاد مهدی فتحی بازیگر فرهیخته ،و بزرگی است
که عاشقانه حرفه اش را پاس می داشت و به آن
حرمت گذاشت و اجازه نداد که فقر موجب احتضار
فضیلتش شود اما افسوس که این حرفه بی رحم ،قدر
و منزلت او را در نیافت و آنچنان که باید بر او ، ارج ننهاد .
انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری ،نه ز دیار و دیاری ،
باری قاصدک،ابرهای همه عالم شب و روز ،در
دلم می گریند.
|
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و كپي از آن تنها با ذكر نام مجاز مي باشد |