تفاوت شکل دراماتیک و حماسی تئاتر
شیوه های اجرایی " صادق سعیدی "
شیوه های اجرایی نمایش های سنتی اشکال متنوعی را اعم از روایت
نمایش های سوگ نشینی، نمایش های شادی آور، نمایش های
عروسکی، میان پرده ها و... را دربر می گیرد. این تنوع گسترده در
انواع نمایشی برخواسته از فرهنگ نمایشی مردمی است که سعی نموده اند
همواره پیوند خودشان را با تاریخ و اعتقادات آیینی خود درگذر تحولات
جبارانه ی زمانه شان حفظ کنند. این میراث های تاریخی (شیوه های
اجرایی نمایش های ایرانی) روایتگر فرهنگ، آداب، آیین و اعتقادات و
تاریخ زندگی و تمدن ملتی عظیم است که همواره پرچم برافراشته ای
بر تارک هویت و ملیت این سرزمین بوده است.
وجه شاخص شیوه های اجرایی نمایش های ایرانی مردمی بودنشان است
این شیوه ها در فرهنگ عامه ی مردم این سرزمین سرچشمه گرفته،
درگذر از تحولات تاریخی شکل یافته، و به تکامل و پویایی خود ادامه داده
است و بسیار توانسته است بیانگر منش، اعتقادات و خرده فرهنگ های
زندگی عوامانه ی سرزمین خود باشد.
عوامانه به لحاظ صداقت در بیان و اخلاص در نیت و سادگی در اجرا،
با کمترینامکانات و حداقل وسایل و با جانی پر از پاکی و خلوص؛ محملی
است برای حفظ آرمان والای ایرانی.
شیوه های نمایش های ایرانی روایت می کنند و حدیث سرگذشت و پیوندهای
ایمانی خود را یادآور می شود. در شیوه های نمایش های ایرانی نشانه ها
به عنوان قراردادهای کلامی و زبانی با مخاطبان خود گفتگو می کنند.
ساده ترین نشانه، ساده ترین فرم در حرکت، نمایش را با مخاطب خود
پیوند می دهد. در شیوه های نمایش ایرانی همه چیز پیراسته شده است
و سادگی آن سرشار از حرکت پویایی و نشانه است. نشانه هایی که
در مکتب اعتقادی تماشاگر- بازیگر نمایش های سنتی شکل یافته و
به خوبی توانسته است با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند. در زیر به تفاوت
شیوه های دراماتیک و شیوه های حماسی و روایتی که چنانچه گفته شد
شاخصه و اساس نمایش ایرانی است، نگاه می اندازیم.
|
شکل دراماتیک تئاتر |
شکل حماسی تئاتر |
|
1- صحنه رویدادی را مجسم می کند.
|
1- آن را حکایت می کند.
|
|
2- بیننده را درگیر عملی می کند و فعالیت او را
کاهش می دهد.
|
2- او را به یک شاهد تبدیل می کند اما او را
به فعالیت وا می دارد.
|
|
3- برای او امکان احساس هایی را فراهم می
آورد.
|
3- او را به اخذ تصمیم وا می دارد.
|
|
4- به او تجربه های عاطفی می دهد.
|
4- به او معلومات می دهد.
|
|
5- بیننده در بحبوحه ی واقعه ای قرار می گیرد.
|
5- در برابر آن قرار می گیرد.
|
|
6- القاء در میان است.
|
6- استدلال در میان است.
|
|
7- احساس ها محافظت می شوند.
|
7- تا به حد معرفت کشانده می شوند.
|
|
8- انسان آشنا فرض می شود.
|
8- انسان موضوع بررسی است.
|
|
9- انسان تغییر ناپذیر
|
9- انسان تغییرپذیر و تغییر دهنده
|
|
10- هیجان در جهت پایان واقعه
|
10- هیجان در مسیر واقعه
|
|
11- وجود هر صحنه به خاطر صحنه بعد
|
11- وجود هر صحنه به خاطر خود
|
|
12- وقایع بر خطی مستقیم می گذرد. |
12- بر خطی پیچاپیچ |
تشکـیل کارگاه نمایشی « بی تا » 1375