می گویند زمستان می گذرد و رو سیاهیش به ذغال می ماند
زمستان می گذرد و رو سیاهیش به ذغال می ماند
چندی پیش ، طرحی نمایشی با تم دفاع مقدس ، از طرف دوست گرانقدر " سید محمدحسین سیدزاده " به گروه ارائه شد . از اون جایی که اکثرا به شکل کارگاهی نمایشها روکار کردیم ، در پلا توی حوزه هنری مشغول تمرین شدیم . " اون زمان نه واحد مستقل نمایش وجود داشت و نه حتی کسی که تمرین کنه . یه وقت یه آدمی به اسم " مسئول واحد نمایش " پیدا شد . دست بر قضا ، ایشون از هنرمندان قدیمی تئاتر استان هم بودند که البته زحمات زیادی رو تا الان واسه ی اهداف حوزه کشیدن . از جمله این اهداف میشه به هدف والای جذب و پرورش استعداد های جوان اشاره کرد . چون به محض مستقرشدن ایشون ، با مراجعات و پیگیری های و اعتراضات متعدد به ریاست حوزه ، گروه رومحترمانه از حوزه روندن . و این یکی از کارکردهای مهم واحد نمایش بود .
* یک روز
می خواستن بگن ما کار های زیادی واسه جشنواره تولیدات داریم . اومدن گیر چند پیچ که : کارتون رو آماده کنین . ما روی شما حساب می کنیم . 10 روز بیشتر هم تا بازبینی کارشناسی (
) حوزه هنری فرصت نداشتیم . البته تا بازبینی واسه خود جشنواره تولیدات 1 ماه فرصت بود . سرتون رو درد نیارم . گفتن می خوایم محتوای کار روببینیم . ما هم سر سختانه مشغول تمرین شدیم . کار به صورت میزانسن خطی بسته شد .
* فردا و فردا های آن یک روز
از سر شوق هر جا نشستن ، هر جور خواستن در مورد کار سلیقه نمایی کردن . و نه اینکه تخصصی و فنی صحبت کنند . تا مدتی نقل مجلس و مثال تفکرات آنها شدیم و ....
2- تحولی دیگر
و اما مدتی بعد تصمیم گرفتن دومین جشنواره " اتود " رو برگزار کنند .
توضیح :
طرح این جشنواره سال گذشته ، توسط اینجانب به حوزه هنری ارائه شد . دوستان دیگری هم کمک کردن و جشنواره برگزار شد . از کار هایی که برای جشنواره انجام دادم، می تونم به نکات ذیل اشاره کنم :
• ارائه طرح جشنواره
• بازبینی آثار جشنواره
• طراحی " لوگو " و آرم جشنواره
• عکاسی نمایش های راه یافته در جشنواره
• مجری مراسم اختتامیه
• و خلاصه حمّالی های مرسوم در تئاتر و ...
امسال در دومین جشنواره واحد نمایش واحد نمایش حوزه هنری حتی درک و پذیرش این را نداشت که دعوت کند و بفرمائی بزند . به سادگی یادشان رفت که شکل گیری این جشنواره آن هم با هزینه ای نا چیز ، مدیون زحمات هنرمندانی بود که امروز فراموش می کنند ....
4 - یک درس
دیشب " مرتضی قائد پوری " تماس گرفت و گفت : از من دعوت شده امسال هم داورجشنواره باشم . گفتم یه اجازه ای از تو بگیرم و .... از دوست عزیز و مهربانم " مرتضی قائد پوری " تشکرمی کنم و بهش از همینجا میگم :
صد رحمت به معرفت تو که اینقدر شعورت بالاست . مرتضی جان تو از نظر تحصیلات و تجربه کاری خیلی از من بیشتر هستی . من خیلی خوشحالم که حداقل یه هنرمند مثل توبینشون هست . تو خودت می دونی که سال گذشته چی بود و چی شد .
5 - نتیجه
زمستان می گذرد و رو سیاهیش به واحد نمایش ...
( ای وای ببخشید اشتباه شد ) ----- زمستان می گذرد و رو سیاهیش به ذغال می ماند
تشکر و عذر خواهی
مدتی بود که در این وبلاگ ، مطلب و خبر جدیدی ایجاد نمی شد . از این بابت شرمنده دوستانی هستم که به ما سر میزدند و .... به امید خدای مهربون از این به بعد ازخجالتتون در میام .
برنامه جشنواره

تشکـیل کارگاه نمایشی « بی تا » 1375